سلام
من يه جند روزی نبودم... راستش سر يه مسئله دودل بودم که حل شد
چند روز پيش يه متن بدستم رسيد که خيلی جالبه وهمينطور اموزنده مخصوصا
واسه دختر خا نمها اقاپسراهم ميتونن بخونن ياد بگيرن چطوری دختراشونو
وقتی پير شدن نصيحت کنند
* نامه چارلی چاپلين به دخترش *
دخترم جرالدين:
پدرت با تو حرف می زند! شايد شبی درخشش گرانباهترين الماس دنيا
تو را بفريبد... ان شب است که اين الماس ان ريسمان نا استوار زير پای
تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است... روزی که چهريه يک اشراف زاده
بی باندو بار تو را فريب دهد... انزمان بند بازی ناشی خواهی بود... و اين
را بدان که بند بازان ناشی هميشه سقوط می کنند.
از اين رو دل به زر و زيور نبند... بزرگترين الماس اين دنيا خورشيد است که
خوشبختانه بر گردان همه ما می درخشد...اما اگر روزی دل به مردی افتاب
گونه بستی با او يک دل باش و براستی اورا دوست بدار... دخترم هيچ کس
وهيچ چيز را در اين دنيا نمی توان يافت که شايسته ان باشد که دختری
ناخن خود را بخاطر ان اوريان کند... برهنگی بيماری اسرار ماست... به نظر
من تو بايد مال کسی باشی که روحش را برای تو اوريان کرده است...
با اين پيام نامه ام را پايان می بخشم!
انسان باش... زيرا که گرسنه بودن ودر فقر مردن هزار بار بهتر از و قابل
تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.
پدرت چاپلين
--------------------------------------------
من که باهاش مو افقم ... شماچی؟
بدرووووود دوستان من